بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله
سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که
بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و
بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت
مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید
و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا
لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که
عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه
و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول
سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور
ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای
ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و
خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و
وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست
خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود
نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه
است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش
است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا
کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم
ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن
دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن
یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم
و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله
الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420
مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای
بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط
نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این
عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری
خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
بسمه تعالی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند،
خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه
باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که
نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
الأقل محمد تقی البهج
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیائه و علی آله الطیبین، و اللعن أعدائهم اجمعین.
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛
و اگر روشن نشد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه
از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید،
عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.
3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و
تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین
مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »
4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند
از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از
بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر
ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.
5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و
امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت
علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز
به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از
عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و
زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان،
مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر
هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق
فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »
6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر
آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و
دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه
معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛
مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی،
برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده
اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت
بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها
مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و
اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به
منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب ».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعین »
17 ربیع المولود 1419
بسمه تعالی
کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات
الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها
داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را
از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است
انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که
را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند
با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو
علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را
واجد نخواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقی البهجة
العبد محمد تقی البهجه
بسمه تعالی
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.
والله الموفق
العبد محمد تقی البهجة
بسمه تعالی
من کلام علی علیه السلام:
« إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛
علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل
إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به
محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی
نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از
دست نخواهید داد إن شاء الله تعالی.
وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرین صلوات علیهم أجمعین.
بسمه تعالی
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می
باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که «
بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب
و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل
بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.
بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند،
دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا
کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط
می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه
بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این
طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بسمه تعالی
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟
آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید. »؟
آیا اگر عمل به معلومات - اختیاراً ـ ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟
آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید »؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم:
( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما
علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، [
روشن نمی شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می دانیم، زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط نمائیم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها که گفته اند:
پی مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه انیب.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
مشهد مقدس
یکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ.ق.
بسمه تعالی
همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است [ که]:
بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان
به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه
یاد او دارد.
پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد
بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع
به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و
یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛
که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت
او و عبادت، باید باشد، تا به آخرین درجه قرب مستعد خودمان برسیم، و گرنه
بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم،
پشیمان خواهیم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
الأقل محمد تقی بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ ق
بسمه تعالی
الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.
و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن
محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه
الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات،
متحرک به سوی مقصد می باشند.
فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را
دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال
شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون
زمان باشد.
در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید:
« کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید
حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ
اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف
زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در
اضرار به خویش و عدم نفع.
خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق
رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و
آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از
روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به
سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق
باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای
خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.
حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و
احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی
باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای
مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
Unable to continue because of hardware or system error. Sorry,but this Error is UnRecoverable
تو CS3 هم تا اجرا ميشه بسته ميشه.
.
.
.
.
.
.
.
این مشکل مال چند تا فونت هستش باید فونت های سیستمتو پاک کنی درست میشه نمیدونم کدوم فونت ها من خودم همه پاک کردم و فقط فونت های مورد نیازمو ریختم
یک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلید با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامهنویس دوباره گفت: بازى سرگرمکنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازى کند.
برنامهنویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳ پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا؟»
برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس
برای تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!
انتشارات نشر تهران
با همكاري شركت چاپ نگاران شاهوار
با مديريت حامد اسماعيلي
آماده ارائه خدمات اداري دانشجويي و چاپ (ديجيتال و سيلك) به هم استاني هاي عزيز
تلفن هاي تماس : ۳۳۶۶۴۴۱-۰۲۷۳ * ۸۳۴۸ ۲۷۳ ۰۹۱۹
شاید این بار هم اشتباه بود که از صدای سکوت او برداشتی دیگر کردم تاکی باید از صدای ندای او ، نشنیده چیزی را برداشت کنم یا با فهم کوچکم از کتابش خلاف واقع درک کنم ما سرگردانیم تا ابد ، تا رسیدن به لقاء ا...
شاید به حرکات کوچکمان در این زمین خاکی مینگردو لبخند میزند اما رسم رفاقت این نبود دل شکستن ، یه دل شکسته که آروم و خسته خوشحال به سمت تو میاد این نبود
به همه میگفتم خیلی هوامو داره اما مگن حکمته چرا به یقینم نمیرسونی تا درک کنم ، چرا لذت با تو بودن و بهم نمیدی تا تو این دنیا گمشده ای نداشته باشیم چرا قدرت شنیدن ، چشم دیدن نشانه های تو تو اطرافمونو بهم نمیدی؟ تا کی باید تشنه نور هدایتت باشم
تا کی باید با صدای بشکن تو از جا بپرم و اشتباه شاد باشم ساده میگم به زبان دلم سخت نیست تقدیم ذره ای از سخاوتت تا بنده خاص برای تنها دوست خاص خودم باشم یا خدا
با توام اما دوام بودم جز به داشتن نشانه ای از مهرت نیست
دوستای خوب و مهربونم : اگه فهرستم قدیمی اگه آپ نمیشه اگه هزار تا ایراد داره منو ببخشید به خدا نمیرسم...![]()
![]()

دانلود مذهبی روانشناسی امام علی (ع)

سلام سلام
میدونم این وبلاگم هم خصوصی شده و هیچ کس جز خودم سراقش نمییاد چون یه جورایی بازدید کننده های خوب و قدیمی رو دایورت کردم به ایمیلم اما امروز یه روز اسنثنایی که اومدم و اپ کردم فردا جمعه تولد منه البته با تولد امام رضا (ع) تقارن پیدا کرده خیلی جالب نه ؟؟؟؟؟
تولدم مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران ميکنند (مشاوره، راهنمايي و …)، از رسيدن به زندگي خود باز ميمانند.
کساني که ميگويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو ميگويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مينمايند.
گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست ميگوييم و ديگران اشتباه ميکنند.
هيچ هدفي بدون طي کردن مسير و راه آن دست يافتني نيست.
ادامه در ادامه مطلب ))))))))))))))
به گفته وي، 100 گرم خرما حاوي 5/1 درصد پروتئين گياهي از جنس مرغوب مي باشد. اين متخصص تغذيه با اشاره به اين كه در خرما، مقداري نيز فيبر غذايي موجود است، اظهار مي كند: فيبر موجود در خرما براي سلامت دستگاه گوارش و تغذيه بسيار مناسب است، علاوه بر آن كارتنوئيد يا مواد رنگي در خرماست كه پيش ساز ويتامينA و آنتي اكسيدان محسوب مي شود كه جلوي ضايعات و سرطاني شدن سلول ها را مي گيرد.
دكتر درستي يادآور مي شود: خرما علاوه بر نكات گفته شده، مقدار قابل توجهي فولات و يا همان اسيدفوليك به بدن مي رساند كه جهت خون رساني براي بدن لازم است و زنان هنگام بارداري مجبور مي شوند علاوه بر دريافت فولات از طريق غذا، قرص آن را نيز مصرف كنند.
فولات به عنوان ماده خونساز در خرما موجود است؛ هرچند كه مقدار آهن خرما آنچنان زياد نيست، به همين جهت براي خونسازي بدن احتياج به 3 ماده مغذي فولات، آهن و ويتامين12 B دارد كه در غذاهاي حيواني يافت مي شوند. پس براي اين منظور بايستي از غذاهاي متنوع استفاده كرد.
اين متخصص تغذيه يادآور مي شود: ويتامينC يكي ديگر از مواد مغذي خرماست كه اين ويتامين براي جلوگيري از بيماري هاي خطرناك خونريزي دهنده يا همان اسكوربوت لازم است و بايد بدن هر فرد در طول روز، 60 ميلي گرم ويتامينC دريافت كند كه تقريبا در هر 100 گرم خرما 14 گرم ويتامينC موجود است.
وي درخصوص پتاسيم موجود در خرما خاطرنشان مي كند: پتاسيم در اين ميوه به ميزان قابل توجهي موجود است كه براي جلوگيري از پرفشاري خون و براي كار صحيح عضلات و اعصاب ضروري است كه به هم خوردن آن در بدن، بسيار خطرناك است. علاوه بر آن، خرما حاوي ميزان قابل توجهي منيزيم است كه براي اعصاب و عضلات ضروري است.
سلام به دوستای نداشتم سلام به صداقت پنهان سلام به ماه خدا
امیدوارم از اومدنم تعجب نکرده باشید نیومدم از خودم از دیگران گلایه کنم چون دیدم فایده نداره من و تو که عوض نمیشیم همون آدمیم چاره ای نیست؟! چاره این همه مشکل برای تک تک ثانیه هامون چیست انگار این دنیایی که برامون برنامشو ریخته بودن نیست ما اینجوری قرار نبود زندگی کنیم تو ضمیر ناخود آگاه هیچکدوممون اینا آشنا نیست چرا باید بعضی ها هر چیرو که میبینن میگن دروغ رفتارمون اخلاقمون کارامون درسمون تلوزیونمون روزنامه و کتابامون همه مصنویی و دور از واقعیت شدن دور از حقیقت ...
حقیقتی که شاید وجود نداره جز این که بیام برای برنامه ای بازی کنیم. با خودمون درگیر باشیم و با این درگیری زندگی کنیم آره اینجوری باید باشیم یا نه باید انصاف داشته باشیم و برای این پیشامد ها انگیزه و هدفی از قبل تعیین شده گمان زنیم میدونید کی این هدف رو برامون نوشته من و تو میتونیم عوضش کنیم ؟؟؟ نه اصلش کار من و تو نیست نمیشه گفت هدفی تو این دنیا نیست
ما بی هدفیم و به راهی که باید بریم نرفتیم دست من و تو هم نیست اگه ناخدا کشتی کج بره تو هر چند با تحصیلات بالا و کارو تلاش دکتر شدی و هدفت رسیدن به صاحل و انجام کار خیر باشه بازم نمیرسی پس مقصر کیست کی بازخواست میشه آیا اون چیکار میتونست کنه که نکرده ؟؟؟؟
آیا سرنوشتش این بوده یا تو بچگی کاری کرده که سرنوشتش تو بزرگی عوض بشه پس حکمت این جهان و منو تو نمیفهمیم بیا زندگی کنیم و با این کسایی که بر ما مسلط شدن خوب رفتار کنیم که سرنوشتمون عوض نشه ما همه به هم وابسته ایم این یادتون باشه خیلی بد اما چاره ای نیست .
لا هو الا هو
«دستورات تمركز فكر»
................................................................
تزکیه نفس در ادامه مطلب
استاد ابطحی
شخصیت های نام آور دنیا چه کاره بودند ؟؟؟؟
آيا تاكنون فكر كردهايد شخصيتهاي نامآور دنيا كه همه آنها را ميشناسند و اغلب از ثروتمندترينهاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغلهايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنونيشان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي ميپرداختند كه برخي از ما انسانهاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود ميدانيم.
(راد استوارت:) خواننده سرشناس انگليسي در هايگيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاههاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار ميكرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر ميكرد و آواز ميخواند و پول جمع ميكرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.
(مايكل دل:) موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد ميگرفت. او از اين تجربهاش به نيكي ياد ميكند و ميگويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران ميرفتم ميتوانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار ميكرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد ميشد اهميت ميداد.
شون (ديدي) كومبز: هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه پخشكن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نميكرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
(پول پوت:) كامبوجي قبل از اينكه يك خيانتكار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل ميكرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس ميكرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پولپوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سالها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.
(اوپرا وينفري:) مجري سرشناس آمريكايي در (ميسيسيپي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي ميكرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او ميتوانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيهكنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
(تري هچر:) هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همينخاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگتر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويقكننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول ميگرفت.
(آدولف هيتلر:) در كودكي به مدرسه كليسا ميرفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شبها را در پانسيون ميگذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) ميكرد و كارت پستال ميكشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نميشد شايد او يك نقاش شكستخورده ميشد.
ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت ميبرد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.
(سيلوستر استالونه:) هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسيهايش ميگفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.
(دن براون) نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبانهاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.
(جنيفر لوپز:) مدتها قبل از آنكه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس سادهاي بر تن ميكرد و به دادگستري ميرفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.
(بنيتو موسوليني:) ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار ميكرد و داستان دنبالهدار مينوشت. يكي از داستانهاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقهاش را بيان ميكرد.
(فيدل كاسترو:) شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيمهاي مهم ليگ آمريكا بازي ميكرد ولي اين گفته اشتباهاست. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار ميكرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاههاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اينجاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.
(بيل گيتس:) در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.
(ويليام واتكينز:) رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار ميكرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج ميشدند باشد.
(بيل موري:) كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي ميايستاد و شاه بلوط ميفروخت. او مدتي نيز پيتزافروشي كرده است.
(راش ليمبو:) مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس ميزد.
(رابين ويليامز:) هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا ميكرد.
(تامي هيل فايگو:) از طراحان بنام و معروف لباس كه لباسهاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده ميشود، زماني كه هيچ فروشندهاي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را ميفروخت.
(جري سينفلد:) كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ ميفروخت.
(دمي
مور:) كه
سالهاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك
مغازه ظروف كرايه كار ميكرد.
(جنيفر انيستون:) پيشخدمت رستوران بود.
(براد پيت) شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل ميكرد.
(گارت بروكس:) چند ماه قبل از اينكه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمهفروشي بود.
(جك نيكلسون:) بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار ميكرد.
(استفان كينگ:) نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانشآموزان را تميز ميكرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.
(هريسون فورد:) نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي ميآورد.
بسمه تعالی
با سلام به دوستایی که شاید به امید آپ من هر چند وقت به اینجا سر میزنن
امید وارم که خوب باشن
نمیدونم چه جوری بعضی ها هر روز آپ میککن شایید بازدیدکنندهاشون اونارو اجبار میکنن یا شایی سیستم کلیکی شون اونارو وادار میکنه نمیدونم ؟هر کس واسه خودش یه برنامه هایی خلاصه داره که برای اونا وقت میزاره و زندگی میکنه اما من از همه این سوسول بازی ها خسته شدم خسته خسته شاید بیام آف و ایمیلم چک کنم یه سری به تبیان بزنم و برم حال خوندن اس ام اس هام هم ندارم نمیدونم چرا ؟شما میدونی ؟
وقتی صدای جیر جیر اسپیکرم میاد میگم باز کیه ؟؟؟؟؟؟!!!!
میشینم پشت سیستم حسرت بعضی ها بعضی چیزا بعضی کسا رو میخوریم و هستیم این اسمش آپ آخر چون دیگه هال ندارم بابا به این جوان ها نیگا کنید هر کدوم 20 یا 25 سالشون یا الاف یا الاف درس یا الاف کارای مسخره آخه زندگی همین همینه ؟؟؟؟ 20 سال ...
بعضی ها الافیشونو با نگاه به این فیلمهای مسخره تلوزیون میگزرونن منم حرص میخورم بابا این آلم همین نیست همین شهر نیست همین کشور نیست آخه باید به کی گفت
بیبین خدایی هممون گیریم
یکی گیر زن یکی کار یکی بچه یکی بابا ماما یکی درس هرکسی به نحوی همیشه فکر میکردم این جهان گردها چه جوری زندگی میکنن ؟؟
امیدوارم هر کسی هر جوری که دوست داره زندگی کنه
میدونم شاید تا چند سال دیگه کسی این چیزارو نخونه خوب معلومه هر کی مییاد اینترنت یا دنبال جک یا خبر یا عکس یا نرم افزار دینه این چیزا هم تو زندگی وقت میخواد .
فقط چشاتونو باز کنین دقیق به اطرافتون نگاه کنید خیلی چیزا میبینید که میگه ...
اینم عید و عیدی هاش اینم تموم شد رفت 88 هم تموم میشه . باید چه کرد ؟ هدف چیست ؟
اگه خواستید به من ایمیل یا آف بزارید
Hasa27@gmail.com ایمیل منه :
Ha_sa27 برای یاهو مسنجر اگه خواستید آف بزارین( آیدی) :
دوست دارم داد بزنم که از تنهاییم لذت میبرم
برای خواندن شعر های توی دلم در درونم فرداد میزنم
همه رو به اندازه یه دنیا دوست دارم و نمیخوام هیچ کدومشون بدونن