تبليغاتX
فریاد سکوت
آیت الله بهجت قدس سره

. دستورالعمل اول

بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »

وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420

 

2. دستور العمل دوم

مشهد ربیع الثانی 1420.
بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.

 

3. دستور العمل سوم

بسمه تعالی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة

 

4. دستور العمل چهارم

 الأقل محمد تقی البهج
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیائه و علی آله الطیبین، و اللعن أعدائهم اجمعین.
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.

2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن نشد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.

3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »

4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.

5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »

6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب ».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی
أعدائهم أجمعین »
17 ربیع المولود 1419 

 

5. دستور العمل پنجم

بسمه تعالی
کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقی البهجة

 

6. دستور العمل ششم

العبد محمد تقی البهجه
بسمه تعالی
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.
والله الموفق
العبد محمد تقی البهجة

 

7. دستور العمل هفتم

بسمه تعالی
من کلام علی علیه السلام:
« إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛
علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از دست نخواهید داد إن شاء الله تعالی.
وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرین صلوات علیهم أجمعین.

 

8. دستور العمل هشتم

بسمه تعالی
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.
بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 

9. دستور العمل نهم

بسمه تعالی
آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟
آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید. »؟
آیا اگر عمل به معلومات - اختیاراً ـ ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟
آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید »؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم:
( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، [ روشن نمی شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می دانیم، زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط نمائیم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها که گفته اند:
پی مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه انیب.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة
مشهد مقدس
یکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ.ق.

 

10. دستور العمل دهم

بسمه تعالی
همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است [ که]:
بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد.
پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛ که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس باید بدانیم که هدف باید این باشد که تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت، باید باشد، تا به آخرین درجه قرب مستعد خودمان برسیم، و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم، پشیمان خواهیم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
الأقل محمد تقی بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربیع الاول 1417 هـ ق

 

11. دستور العمل یازدهم

بسمه تعالی
الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.
و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.
فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.
خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.
حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 21:0  توسط حامد اسماعیلی  | 

من يه مشكلي دارم با فتوشاپ اونم اينه كه
وقتي فتوشاپ را اجرا مي كنم تو CS2 بعد از اومدن لوگو ايناش اين اررور رو ميده


Unable to continue because of hardware or system error. Sorry,but this Error is UnRecoverable

تو CS3 هم تا اجرا ميشه بسته ميشه.

.

.

.

.

.

.

.

این مشکل مال چند تا فونت هستش باید فونت های سیستمتو پاک کنی درست میشه نمیدونم کدوم فونت ها من خودم همه پاک کردم و فقط فونت های مورد نیازمو ریختم



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 1:15  توسط حامد اسماعیلی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 19:10  توسط حامد اسماعیلی  | 

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.

برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلید با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.

برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.

این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.


برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.

حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس

برای تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.


بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 19:52  توسط حامد اسماعیلی  | 

عییییییییدتون مبارک بچه ها من در سم تموم شد و راهی خدمت شدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 18:28  توسط حامد اسماعیلی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 18:17  توسط حامد اسماعیلی  | 

 

انتشارات نشر تهران

با همكاري شركت چاپ نگاران شاهوار

با مديريت حامد اسماعيلي

آماده ارائه خدمات اداري دانشجويي و چاپ (ديجيتال و سيلك) به هم استاني هاي عزيز

تلفن هاي تماس : ۳۳۶۶۴۴۱-۰۲۷۳       *     ۸۳۴۸ ۲۷۳ ۰۹۱۹  

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 15:25  توسط حامد اسماعیلی  | 

شاید این بار هم اشتباه بود که از صدای سکوت او برداشتی دیگر کردم تاکی باید از صدای ندای او ، نشنیده چیزی را برداشت کنم یا با فهم کوچکم از کتابش خلاف واقع درک کنم ما سرگردانیم تا ابد ، تا رسیدن به لقاء ا...

شاید به حرکات کوچکمان در این زمین خاکی مینگردو لبخند میزند اما رسم رفاقت این نبود دل شکستن ، یه دل شکسته که آروم و خسته خوشحال به سمت تو میاد این نبود

به همه میگفتم خیلی هوامو داره اما مگن حکمته چرا به یقینم نمیرسونی تا درک کنم ، چرا لذت با تو بودن و بهم نمیدی تا تو این دنیا گمشده ای نداشته باشیم چرا قدرت شنیدن ، چشم دیدن نشانه های تو تو اطرافمونو  بهم نمیدی؟ تا کی باید تشنه نور هدایتت باشم

تا کی باید با صدای بشکن تو از جا بپرم و اشتباه شاد باشم ساده میگم به زبان دلم سخت نیست تقدیم ذره ای از سخاوتت تا بنده خاص برای تنها دوست خاص خودم باشم یا خدا

با توام اما دوام بودم جز به داشتن نشانه ای از مهرت نیست


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 11:18  توسط حامد اسماعیلی  | 

 

دوستای خوب و مهربونم : اگه فهرستم قدیمی اگه آپ نمیشه اگه هزار تا ایراد داره منو ببخشید به خدا نمیرسم...                                                           

                                                                                                

                                                

       دانلود                      مذهبی                      روانشناسی            امام علی (ع)

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 14:17  توسط حامد اسماعیلی 

 




سلام سلام

میدونم این وبلاگم هم خصوصی شده و هیچ کس جز خودم سراقش نمییاد چون یه جورایی بازدید کننده های خوب و قدیمی رو دایورت کردم به ایمیلم اما امروز یه روز اسنثنایی که اومدم و اپ کردم فردا جمعه تولد منه البته با تولد امام رضا (ع) تقارن پیدا کرده خیلی جالب نه ؟؟؟؟؟

تولدم مبارک

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:51  توسط حامد اسماعیلی  | 


 افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران مي‏کنند (مشاوره، راهنمايي و …)، از رسيدن به زندگي خود باز مي‏مانند.

 کساني که مي‏گويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو مي‏گويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مي‏نمايند.

 گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست مي‏گوييم و ديگران اشتباه مي‏کنند.

 هيچ هدفي بدون طي کردن مسير و راه آن دست يافتني نيست.

ادامه در ادامه مطلب ))))))))))))))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:25  توسط حامد اسماعیلی  | 

همه چيز درباره خرما
خرما ميوه اي است بسيار مقوي كه حاوي مواد معدني زيادي همچون پتاسيم، روي، منگنز، آهن و ويتامين هايA ،B وE است و اين روزها به دليل فرا رسيدن ايام روزه داري، از طرفداران بيشتري برخوردار است و اغلب روزه داران روزه خود را با اين ميوه بهشتي افطار مي كنند.

دكتر احمدرضا درستي، متخصص تغذيه و رئيس دانشكده و انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور در تعريف اين ميوه شيرين مي گويد: در 100 گرم خرما 125 كيلو كالري موجود است و اين در حالي است كه در هر 100 گرم قند، 400 كيلو انرژي موجود است و اين بدين معني است كه مقدار انرژي ناشي از خوردن خرما از قند ساده بسيار كمتر است و بسيار كمتر از قند، افراد را دچار چاقي و اضافه وزن مي كند. به عنوان مثال در 100 گرم قند و شكر معمولي 9/99 درصد خالص آن انرژي زا مي شود؛ در حالي كه در 100 گرم خرما حدود 30 درصد قند موجود است و بقيه آن، حاوي مواد ديگري است كه از جمله اين مواد مختلف، پروتئين است.

به گفته وي، 100 گرم خرما حاوي 5/1 درصد پروتئين گياهي از جنس مرغوب مي باشد. اين متخصص تغذيه با اشاره به اين كه در خرما، مقداري نيز فيبر غذايي موجود است، اظهار مي كند: فيبر موجود در خرما براي سلامت دستگاه گوارش و تغذيه بسيار مناسب است، علاوه بر آن كارتنوئيد يا مواد رنگي در خرماست كه پيش ساز ويتامينA و آنتي اكسيدان محسوب مي شود كه جلوي ضايعات و سرطاني شدن سلول ها را مي گيرد.

دكتر درستي يادآور مي شود: خرما علاوه بر نكات گفته شده، مقدار قابل توجهي فولات و يا همان اسيدفوليك به بدن مي رساند كه جهت خون رساني براي بدن لازم است و زنان هنگام بارداري مجبور مي شوند علاوه بر دريافت فولات از طريق غذا، قرص آن را نيز مصرف كنند.

فولات به عنوان ماده خونساز در خرما موجود است؛ هرچند كه مقدار آهن خرما آنچنان زياد نيست، به همين جهت براي خونسازي بدن احتياج به 3 ماده مغذي فولات، آهن و ويتامين12 B دارد كه در غذاهاي حيواني يافت مي شوند. پس براي اين منظور بايستي از غذاهاي متنوع استفاده كرد.

اين متخصص تغذيه يادآور مي شود: ويتامينC يكي ديگر از مواد مغذي خرماست كه اين ويتامين براي جلوگيري از بيماري هاي خطرناك خونريزي دهنده يا همان اسكوربوت لازم است و بايد بدن هر فرد در طول روز، 60 ميلي گرم ويتامينC دريافت كند كه تقريبا در هر 100 گرم خرما 14 گرم ويتامينC موجود است.

وي درخصوص پتاسيم موجود در خرما خاطرنشان مي كند: پتاسيم در اين ميوه به ميزان قابل توجهي موجود است كه براي جلوگيري از پرفشاري خون و براي كار صحيح عضلات و اعصاب ضروري است كه به هم خوردن آن در بدن، بسيار خطرناك است. علاوه بر آن، خرما حاوي ميزان قابل توجهي منيزيم است كه براي اعصاب و عضلات ضروري است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:23  توسط حامد اسماعیلی  | 

سلام به دوستای نداشتم سلام به صداقت پنهان سلام به ماه خدا

 امیدوارم از اومدنم تعجب نکرده باشید نیومدم از خودم از دیگران گلایه کنم چون دیدم فایده نداره من و تو که عوض نمیشیم همون آدمیم چاره ای نیست؟! چاره این همه مشکل برای تک تک ثانیه هامون چیست انگار این دنیایی که برامون برنامشو ریخته بودن نیست ما اینجوری قرار نبود زندگی کنیم تو ضمیر ناخود آگاه هیچکدوممون اینا آشنا نیست چرا باید بعضی ها هر چیرو که میبینن میگن دروغ رفتارمون اخلاقمون کارامون درسمون تلوزیونمون روزنامه و کتابامون همه مصنویی و دور از واقعیت شدن دور از حقیقت ...

حقیقتی که شاید وجود نداره جز این که بیام برای برنامه ای بازی کنیم. با خودمون درگیر باشیم و با این درگیری زندگی کنیم آره اینجوری باید باشیم یا نه باید انصاف داشته باشیم و برای این پیشامد ها انگیزه و هدفی از قبل تعیین شده گمان زنیم میدونید کی این هدف رو برامون نوشته من و تو میتونیم عوضش کنیم ؟؟؟ نه اصلش کار من و تو نیست نمیشه گفت هدفی تو این دنیا نیست

ما بی هدفیم و به راهی که باید بریم نرفتیم دست من و تو هم نیست اگه ناخدا کشتی کج بره تو هر چند با تحصیلات بالا و کارو تلاش دکتر شدی و هدفت رسیدن به صاحل و انجام کار خیر باشه بازم نمیرسی پس مقصر کیست کی بازخواست میشه آیا اون چیکار میتونست کنه که نکرده ؟؟؟؟

آیا سرنوشتش این بوده یا تو بچگی کاری کرده که سرنوشتش تو بزرگی عوض بشه پس حکمت این جهان و منو تو نمیفهمیم بیا زندگی کنیم و با این کسایی که بر ما مسلط شدن خوب رفتار کنیم که سرنوشتمون عوض نشه ما همه به هم وابسته ایم این یادتون باشه خیلی بد اما چاره ای نیست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:38  توسط حامد اسماعیلی  | 

زندگی نامه یانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:8  توسط حامد اسماعیلی  | 

لا هو الا هو
«دستورات تمركز فكر»


اگر مى‏خواهى تمركز فكرت در اختیارت قرار بگیرد باید روزى یك ساعت تا چهل روز در اطاق كوچكى كه هیچ نوع تزئینات و چیزهائى كه توجّهت را به خود جلب مى‏كند نداشته باشد، عبادات و دعاها و تلاوت قرآنت و بخصوص اذكار را در آنجا انجام دهى و خود را صد در صد در محضر خدائى كه محیط بر همه چیز است بدانى و به چیزى غیر او فكر نكنى و با دقّت كامل مهار فكرت را در دست بگیرى و نگذارى كوچك‏ترین حواس پرتى عارضت گردد، در این صورت مى‏توانى به مقصد برسى و تمركز فكرت را در اختیار بگیرى و این كار را تمرین نمائى.
دوّم:
استادم فرمود: یكى از چیزهائى كه فكر را متمركز مى‏كند عشق و علاقه شدید به چیزى یا به فردى از افراد است، عشق تمام فكر انسان را به معشوق متمركز مى‏كند و حواسش را از چیزهاى دیگر جمع مى‏نماید، اگر انسان بتواند به كارى كه مى‏خواهد انجام دهد. علاقه پیدا كند و به آن كار عشق بورزد، كارش را با تمركز فكر و صحیح انجام مى‏دهد. پس بدون تردید یكى از راههاى در اختیار گرفتن تمركز فكر این است كه انسان عشق و علاقه شدیدى در خود قبل از انجام هر كار نسبت به آن كارى كه مى‏كند به وجود آورد.
توضیح آنكه: انسان نباید كارى را كه به آن علاقه ندارد (بخصوص كارهاى فكرى) انجام دهد، زیرا در این صورت آن كار با حواس پرتى و ناصحیح انجام مى‏شود.
بنابراین من به تو توصیه مى‏كنم هر كارى را كه مى‏خواهى انجام دهى اوّل آن را، نتایج آن را، اهمّیّت آن را، نقش آن را در سعادت خود و یا اجتماع بشناس و سپس به آن عشق پیدا كن كه در آن وقت به موفّقیّت كامل خواهى رسید.
سوّم:
استادم فرمود: یكى دیگر از چیزهائى كه تمركز فكر را در اختیار تو قرار مى‏دهد توكّل به خدا است، من در اینجا نمى‏خواهم تو را به مرحله توكّل وارد كنم. زیرا توكّل از مراحل بالائى است كه تو هنوز نمى‏توانى به آن دست یابى. ولى در همین مرحله تو باید بدانى كه همه كارها دست خدا است، لذا نباید از آینده‏ات، از فقرت، از مرضت، از هر نوع چیزى كه از آن نگرانى دارى بترسى و حواست پرت آنها باشد، و الاّ هر مقدار ایمانت به خدا و توكّلت به پروردگار كمتر باشد مسائل زیادى در زندگى حواست را پرت مى‏كند و نمى‏توانى در چیزى كه باید تمركز فكر در آن داشته باشى حواست را جمع كنى.
سپس استاد فرمود: مطلبى كه بعضى آن را «سرّ اكبر» یا راز بزرگ مى‏نامند. این است كه اگر مى‏خواهید كسى را نصیحت كنید و یا مطلبى در خودتان و یا دیگرى اثر مثبت داشته باشد آن را در بخش دوّم از سه بخش خواب و «خلسه» و بیدارى تلقین نمائید، زیرا در آن زمان تمركز فكرى بیشترى انسان دارد.
توضیح آنكه انسان وقتى مى‏خواهد بخوابد ابتداء بیدار است و سپس به حال «خلسه» مى‏رود یعنى بین خواب و بیدارى قرار مى‏گیرد و بعد بخواب عمیق فرو مى‏رود.
آنچه مورد بهره بردارى در تمركز فكر و تلقین باید قرار بگیرد مرحله دوّم (حالت خلسه) در هنگام بخواب رفتن و در هنگام بیدار شدن است، چون اشخاص در این مرحله 7 تا 10 دقیقه‏اى در حالت خلسه و هیپنوتیزم و تمركز فكر هستند.
لذا هر گونه تلقین و اندرز و سخن در او اثر مى‏كند و اثر بسیار عمیق و ارزنده‏اى دارد، نهایت باید راز قوانین تلقین را انسان بداند و متوجّه باشد كه تلقین با یك بار در حالت خلسه در خود و یا در طرف اثر نمى‏كند، بلكه بایستى 20 بار هر تلقینى تكرار شود، مثلاً بیست بار در صبح بگوید: «من شجاع هستم». تا از هیچ چیز نترسد و استقامت پیدا كند.
و نیز تلقین در یك روز یا دو روز اثر نمى‏كند، بلكه بایستى بیست روز تا چهل روز تكرار شود، البته اثرش در اشخاص (به خاطر تفاوت درجه تلقین پذیرى آنها) فرق مى‏كند و باید دانست كه جمله‏اى كه باید تلقین گردد نباید هر روز عوض شود، بلكه حتّى در تمام مدّت چهل روز یك مطلب تلقین گردد، و اگر تلقین به وسیله ضبط صوت به عمل آید بهتر است و انسان دیرتر از حالت خلسه بیرون مى‏آید، و دیگر آنكه تلقین نباید حالت منفى داشته مثلاً حتّى نگوید: كه «من مریض نیستم» بلكه بگوید: «من سالمم» و یا «من ضعیف نیستم» بلكه بگوئید: «من قویم» و جمله‏اى را كه مى‏خواهید به خود تلقین كنید یا باید با صداى خود و یا با صداى كسى كه دوستش دارید (مثلاً استادتان) در نوار كاست ضبط كنید و شب، قبل از بخواب رفتن و یا صبح قبل از بیدار شدن ضبط صوت را روشن كنید و آن جملات را بشنوید.
و بالأخره جمله‏اى كه باید به شما تلقین شود اگر با مهربانى و كمال محبّت ادا گردد و بیست مرتبه هر روز در مدّت چهل روز تكرار شود نتیجه مطلوبى خواهید گرفت.
«نظرات یك مرتاض»

در هندوستان در شهر پونا وقتى در كنار رودخانه آن شهر ایستاده و منتظر یكى از دوستان بودم، مردى را دیدم كه اعمال خارق العاده‏اى انجام مى‏داد او با زبانهاى مختلف كه من جمله عربى و فارسى بود حرف مى‏زد زیرا اوّل فكر مى‏كرد من عربم و با عربى حرف زد و بعد كه متوجّه شد من فارسم با من فارسى سخن گفت در علوم غریبه استاد بود هیپنوتیزم و خواب مغناطیسى از كارهاى معمولى او بود در همان مدّتى كه در كنار رودخانه نزد من ایستاده بود چند قلم از هنر نمائیهاى خود را به معرض نمایش گذاشت كه مرا متعجّب كرد، از او پرسیدم: بزرگترین رمز موفّقیّت تو در این همه هنر و دانش چیست؟ او به من گفت:
عمده موفّقیّت من و مایه اصلیش مسئله‏اى بوده كه استادم در اوایل شروع به ریاضتم به من دستور داد و آن این بود كه چندین ماه مرا وادار به در اختیار گرفتن تمركز فكرم نمود.
او به من گفت: كه اگر فكرت را متمركز كنى و حواست را جمع نمائى به آنچه بخواهى مى‏رسى.

او مى‏گفت: حواس جمعى در هر كارى لازم است و تمام كارهاى فوق‏العاده و بلكه خارق العاده با حواس جمعى باید انجام شود.
من در مدّت عمرم به تجربه فهمیده‏ام كه حتّى تردستیها و چشم‏بندیها و هیپنوتیزم و كلیّه علوم غریبه و تمام اعمالى كه مرتاضها انجام مى‏دهند بدون تمركز فكر امكان پذیر نیست.
آن هنرمند هندى به من مى‏گفت: من در جوانى آن قدرى كه براى به دست آوردن تمركز فكر تلاش كرده و زحمت كشیده‏ام براى هیچ مسئله دیگرى از قبیل این همه هنرهائى كه شما از من مشاهده مى‏كنید رنج نبرده‏ام. زیرا به هر هنرى كه مى‏رسیدم مى‏دیدم مایه اولیّه و زیر بنایش تمركز فكر است.
من در شهر بنارس سالها عاشق دخترى بودم و چون به او تمركز فكر پیدا كرده بودم تمام اعمال و حركات او را با آنكه فاصله مكانى زیادى از من داشت مى‏دیدم و مشاهده مى‏نمودم و تمام اعمالش را زیر نظر مى‏گرفتم من الآن اكثر اعمال خارق العاده را با نیروى تمركز فكر انجام مى‏دهم.
بعضى معتقدند كه اگر انسان بتواند به نیروى تمركز فكر به طور كامل و صحیح دست یابد همه كارهاى خارق العاده را مى‏تواند انجام دهد. زیرا روح انسان داراى نیروى عجیب و بلكه چون منتسب به خدا است و خداى تعالى فرموده: وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحىداراى نیروى بى‏نهایت است.
بر این اساس اگر روح انسان تمام نیروى فكرى خود را روى چیزى بسیج كند و تمركز در خود به وجود آورد قطعا همه كارهاى مهم را مى‏تواند انجام دهد.
شاید شما شنیده باشید كه بعضى از مرتاضها در این مملكت مى‏توانند قطار را نگه دارند من خودم مى‏توانم آهو را در حال فرار فقط با تمركز فكر و نگاه به او، او را در جاى خود میخكوب كنم و نگذارم فرار كند من خودم مى‏توانم مار و حیوانات ضعیفى مانند آن را در اثر قوّه اراده و تمركز بى‏جان كنم و حتّى او را بخشكانم.
واقعا هم این مرتاض هندى مى‏توانست این كارها را بكند و همان گونه كه او مدّعى بود من هم معتقدم كه او تمام هنرهاى فوق العاده و عجیب و غریب را با تمركز فكر انجام مى‏داد

................................................................

 

تزکیه نفس در ادامه مطلب
استاد ابطحی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 10:51  توسط حامد اسماعیلی  | 

شخصیت های نام آور دنیا چه کاره بودند ؟؟؟؟


آيا تاكنون فكر كرده‌ايد شخصيت‌هاي نام‌آور دنيا كه همه آنها را مي‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترين‌هاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغل‌هايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنوني‌شان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي مي‌‌پرداختند كه برخي از ما انسان‌هاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود مي‌‌دانيم.

(راد استوارت:) خواننده سرشناس انگليسي در هاي‌گيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاه‌هاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار مي‌‌كرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر مي‌‌كرد و آواز مي‌‌خواند و پول جمع مي‌‌كرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.

(مايكل دل:) موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد مي‌‌گرفت. او از اين تجربه‌اش به نيكي ياد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران مي‌‌رفتم مي‌‌توانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار مي‌‌كرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد مي‌‌شد اهميت مي‌‌داد.

شون (ديدي) كومبز: هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه‌ پخش‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نمي‌‌كرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.

(پول پوت:) كامبوجي قبل از اين‌كه يك خيانت‌كار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل مي‌‌كرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس مي‌‌كرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.

(اوپرا وينفري:) مجري سرشناس آمريكايي در (مي‌‌سي‌سي‌پي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي مي‌‌كرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او مي‌‌توانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيه‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

(تري هچر:) هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همين‌خاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگ‌تر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويق‌كننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول مي‌‌گرفت.

(آدولف هيتلر:) در كودكي به مدرسه كليسا مي‌‌رفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شب‌ها را در پانسيون مي‌‌گذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) مي‌‌كرد و كارت پستال مي‌‌كشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نمي‌‌شد شايد او يك نقاش شكست‌خورده مي‌‌شد.

ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت مي‌‌برد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.

(سيلوستر استالونه:) هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسي‌هايش مي‌‌گفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.

(دن براون) نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.

(جنيفر لوپز:) مدتها قبل از آن‌كه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس ساده‌اي بر تن مي‌‌كرد و به دادگستري مي‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.

(بنيتو موسوليني:) ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار مي‌‌كرد و داستان دنباله‌دار مي‌‌نوشت. يكي از داستان‌هاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقه‌اش را بيان مي‌‌كرد.

(فيدل كاسترو:) شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيم‌هاي مهم ليگ آمريكا بازي مي‌‌كرد ولي اين گفته اشتباه‌است. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار مي‌‌كرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاه‌هاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اين‌جاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.

(بيل گيتس:) در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.

(ويليام واتكينز:) رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار مي‌‌كرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج مي‌‌شدند باشد.

(بيل موري:) كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي مي‌‌ايستاد و شاه بلوط مي‌‌فروخت. او مدتي نيز پيتزا‌فروشي كرده است.

(راش ليمبو:) مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس مي‌‌زد.

(رابين ويليامز:) هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا مي‌‌كرد.

(تامي هيل فايگو:) از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌هاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده مي‌‌شود، زماني كه هيچ فروشنده‌اي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را مي‌‌فروخت.

(جري سينفلد:) كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ مي‌‌فروخت.

(دمي مور:) كه سال‌هاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار مي‌‌كرد.
(جنيفر انيستون:) پيش‌خدمت رستوران بود.

(براد پيت) شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل مي‌‌‌كرد.

(گارت بروكس:) چند ماه قبل از اين‌كه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمه‌فروشي بود.

(جك نيكلسون:) بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار مي‌‌كرد.

(استفان كينگ:) نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانش‌آموزان را تميز مي‌‌كرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.

(هريسون فورد:) نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي مي‌‌آورد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 19:45  توسط حامد اسماعیلی  | 

بسمه تعالی


با سلام به دوستایی که شاید به امید آپ من هر چند وقت به اینجا سر میزنن

امید وارم که خوب باشن

 

نمیدونم چه جوری بعضی ها هر روز آپ میککن شایید بازدیدکنندهاشون اونارو اجبار میکنن یا شایی سیستم کلیکی شون اونارو وادار میکنه نمیدونم ؟هر کس واسه خودش یه برنامه هایی خلاصه داره که برای اونا وقت میزاره و زندگی میکنه اما من از همه این سوسول بازی ها خسته شدم خسته خسته شاید بیام آف و ایمیلم چک کنم یه سری به تبیان بزنم و برم حال خوندن اس ام اس هام هم ندارم نمیدونم چرا ؟شما میدونی ؟

 

وقتی صدای جیر جیر اسپیکرم میاد میگم باز کیه ؟؟؟؟؟؟!!!!

میشینم پشت سیستم حسرت بعضی ها بعضی چیزا بعضی کسا رو میخوریم و هستیم این اسمش آپ آخر چون دیگه هال ندارم بابا به این جوان ها نیگا کنید هر کدوم 20 یا 25 سالشون یا الاف یا الاف درس یا الاف کارای مسخره آخه زندگی همین همینه ؟؟؟؟ 20 سال ...

بعضی ها الافیشونو با نگاه به این فیلمهای مسخره تلوزیون میگزرونن منم حرص میخورم بابا این آلم همین نیست همین شهر نیست همین کشور نیست آخه باید به کی گفت

 

بیبین خدایی هممون گیریم

یکی گیر زن یکی کار یکی بچه یکی بابا ماما یکی درس هرکسی به نحوی همیشه فکر میکردم این جهان گردها چه جوری زندگی میکنن ؟؟

 

امیدوارم هر کسی هر جوری که دوست داره زندگی کنه

 

میدونم شاید تا چند سال دیگه کسی این چیزارو نخونه خوب معلومه هر کی مییاد اینترنت یا دنبال جک یا خبر یا عکس یا نرم افزار دینه این چیزا هم تو زندگی وقت میخواد .

 

فقط چشاتونو باز کنین دقیق به اطرافتون نگاه کنید خیلی چیزا میبینید که میگه ...

 

اینم عید و عیدی هاش اینم تموم شد رفت 88 هم تموم میشه . باید چه کرد ؟ هدف چیست ؟

 

اگه خواستید به من ایمیل یا آف بزارید

Hasa27@gmail.com ایمیل منه :

Ha_sa27 برای یاهو مسنجر اگه خواستید آف بزارین( آیدی) :

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 21:21  توسط حامد اسماعیلی  | 

  • شكست عدم پيروزي نيست بلكه شكست پيروزي آدم را به تأخير مي اندازد.

 

  • هر كه همتش كوچك باشد، فضيلتش از بين برود.

 

  • هر گاه جنايتها آشكار شود، بركت ها از ميان برود.

 

  • ثمره حسادت، بدبختي در دنيا و آخرت است.

 

  • تو اگر نيكي كني خود را گرامي داشته اي و به خودت نيكي كرده اي، اگر بدي كني خودت را خوار كرده اي و به خودت زيان رسانده اي.

 

  • گنجايش هر ظرفي با آنچه در آن نهند، تنگ مي شود جز ظرف دانش كه (هر چه در آن نهند) گسترش مي يابد.

 

  • بدهكاري زياد، راستگو را دروغگو مي كند و خوش قول را بد قول مي كند.

 

  • هر كه اطمينان داشته باشد كه آنچه خدا برايش مقدر كرده است به او مي رسد، دلش آرام گيرد.

 

  • زهد و بي اعتنايي به دنيا، بزرگترين آسايش است.

 

  • چه بسيارند عبرتها و چه اندك اند عبرت گرفتن ها!

 

  • در انتظار فرج باشيد و از رحمت خدا نوميد نشويد.

 

  • انصاف، برترين خصلت هاست.

 

  • هر كه خوراكش كم باشد، انديشه اش زلال گردد.

 

  • شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است.

 

  • هر كس پاك دامني و قناعت ارمغان او شد، سرافرازي با او هم پيمان گشت.

 

  • برترين بخشندگي بخشش در تنگدستي است.

 

  • محبوب ترين مؤمن نزد خداوند كسي است كه مؤمن فقيري را در تنگدستي دنيا و گذران زندگي ياري رساند.

 

  • خوشا به حال آنكه به بندگان خدا نيكي كند و براي آخرت خود زاد و توشه برگيرد.

 

  • از گردش روزگار، گوهر مردان آشكار مي شود.

 

  • از طمع كاري است كه مردان گردن به ذلت و خواري نهند.

 

  • قناعت پيشه كردن، از عزت نفس است.

 

  • احمق ترين خلق كسي است كه خود را عاقلترين خلق بداند.

 

  • آفت وقار و هيبت مرد، شوخي است.

 

  • اگر چشم دل بينا نباشد، شنوائي گوش سودي ندهد.

 

  • با نيكان بدي مكن، چه آنان را از نيكي باز مي داري.

 

  • بالاترين بخشش آن است كه پيش از خواري خواستن باشد.

 

  • با پدران خود نيكي رفتار كنيد، تا پسرانتان به شما نيكي كنند.

 

  • انسان در زير زبان خويش پنهان است.

 

  • انسان را پس از مرگ خانه اي نيست، مگر خانه اي كه قبل از مرگ بنا كرده است.

 

  • بد ترين رفيق كسي است كه تو را به معصيت خدا تشويق كند.

 

  • ترسو را توفيق و كاميابي محال است.

 

  • پوزش طلبيدن نشان خردمندي است.

 

  • به هر چيز در دنيا بيشتر انس داري، زيادتر از آن بترس.

 

  • بلاي آدمي در زبان اوست.

 

  • كسي كه در كار كوتاهي كند به غم و اندوه دچار مي شود.

 

  • كسي كه خودخواهي و اسراف پيشه كند، از برتري و بزرگواري مي افتد.

 

  • بزرگوار كسي است كه در كيفر بدي نيكي كند.

 

  • مؤمن را شادي در جبين است و اندوه در دل.

 

  • ناداني دردناك ترين دردهاست.

 

  • هنگامي كه هوس ها بر عقل چيره شوند، انسان به پرتگاه ها كشيده مي شود.

 

  • هيچ مالي پر فايده تر از عقل نيست.

 

  • دانائي ميراثي است شريف و گرامي.

 

  • هر كه مرا حرفي بياموزد، مرا بنده خود گردانيده است.

 

  • هر كس ميدرود آنچه را ميكارد و جزا مي بيند آنچه را عمل مي كند.

 

  • خوبي سخن در كم گفتن است.

 

  • دانشي كه تو را اصلاح نكند، گمراهي است.

 

  • هر كس از خدا بترسد، ترسش از مردم كمتر مي شود.

 

  • سه كار شرم برنمي دارد: خدمت به مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود.

 

  • دين مرد خرد اوست، كسي كه عقل ندارد، دين ندارد.

 

  • رشكبر هميشه بيمار است.

 

  • درباره آنچه از آن شناختي نداري، سخن مگوي.

 

  • سينه عاقل، صندوق اسرارش مي باشد.

 

  • يا دانشمندي زبان دار و گويا باش و يا شنونده اي علم نگهدار، مبادا جز اين دو، شخص سومي باشي.

                                                                                    

  • علم با عمل مقرون است پس هر كه مي داند، بايد عمل كند، و علم عمل را صدا زند اگر او پاسخش را نداد از نزد او برود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10:25  توسط حامد اسماعیلی  | 

><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک
=====================================================
ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که دادي مرواد از يادت
سال نو و نوروز باستاني مبارک
=====================================================
سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک
=====================================================
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
=====================================================
سلامتي
سعادت
سيادت
سرور
سروري
سبزي
سرزندگي
هفت سين سفره زندگيتان باشد.
نوروز 88 مبارک
=====================================================
با آرزوي
12 ماه شادي،
52 هفته پيروزي،
365 روز سلامتي،
8760 ساعت عشق،
525600 دقيقه برکت،
3153000 ثانيه دوستي.
سال نو مبارک باد
=====================================================
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
********سال نو مبارك********
=====================================================
><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک
=====================================================
بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
=====================================================
چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!
=====================================================
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..

….
….
امضا
حاجي فيروز
=====================================================
سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
=====================================================
بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم
=====================================================
سلامتي
سعادت
سيادت
سرور
سروري
سبزي
سرزندگي
هفت سين سفره زندگيتان باشد.
نوروز مبارک
=====================================================
نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!
=====================================================
امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت
منم دادم. سال ديگه مي يان سراغت
يکيشون خوشبختي بود
اون يکي هم موفقيت
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم.
.
.
خواستم يادآوري كنم: سال نو شده.
.
.
.
كم‌كم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي
=====================================================
ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک
با تبريک سال نو
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک
=====================================================
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارك ********
=====================================================
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 11:53  توسط حامد اسماعیلی  | 

دوست دارم داد بزنم که از تنهاییم لذت میبرم

برای خواندن شعر های توی دلم در درونم فرداد میزنم

همه رو به اندازه یه دنیا دوست دارم و نمیخوام هیچ کدومشون بدونن

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:9  توسط حامد اسماعیلی  |